آیا دین در جامعه ایران دوام می آورد؟

0
11
حالت شب

ایران نیز همانند دیگر جوامع در جریان پیشرفت خود، نظام ساده و ابتدایی را پشت سرگذاشت و پس از طی دوره ی برده داری، در عصر دودمان اشکانی آرام آرام پای به دروه زمین داری نهاد و در آغاز عصر صفوی، بهبود کشاورزی و صنعتگری و گسترش بازرگانی داخلی و خارجی و ترقی شهرها ایجاد شد. با روی کار آمدن قاجاریان دادستد بازرگانی و فرهنگی با اروپا گسترش یافت، تا جای که بر اقتصاد ایران تسلط یافتند و رابطه بصورت استعماری درآمد و جامعه ایران را به بحران اقتصادی کشاند. به عبارتی اگر در مدل غربی بر اثر انقلاب صنعتی، طبقه زمین دار جای خود را به طبقه ی سوداگر داد. و طبقه ای جدید سرمایه دار که با حمایت مردم بر روی کار آمد از همکاری مردم بهره مند بود و منجر به ترویج علم، هنر و تکاپو برای پیشرفت در صنعت و تکنولوژی جدید شد. و در نتیجه آن مذهب بتدریج از پهنه اجتماع به کنار رفت. در جامعه ایران چنین اتفاقی نمی افتد. سرمایه داری در همان مراحل ابتدایی بصورت کج و کوله پیش می رفت و در آخر سر هم در دام دولت دیکتاتوری افتاد (طاهری: ۱۳۹۵، ۲۳۵-۲۴۹). در واقع بدون آنکه ملزومات تاریخی و رشد سرمایه داری منجر به کنار رفتن دین شود، در اواخر دوره قاجاریه روشنفکران بصورت زوری قصد کنار زدن دین از عرصه عمومی داشتند. به این صورت که با انقلاب مشروطه ایران و پیروزی مردم و تسلیم شدن دربار مظفری و برپایی مجلس شورای ملی، نوبت به تدوین قانون اساسی رسید. در مورد تدوین قانون اساسی اختلاف بین مذهبیون و روشنفکران بالا گرفت. این اختلاف با پیروزی جناح مقابل مذهبیون ها پایان پذیرفت. سعدالدوله برای تدوین قانون اساسی مشروطه، چند کتاب قانون از پارلمان انگلیس و یک نسخه از قانون اساسی بلژیک را از منشی سفارت بلژیک بدست آورد و در اختیار هیأت مزبور تدوین قرار داد. هیأت متشکله شامل افرادی چون سعدالدوله، تقی زاده، مشارالملک، حاجی امین الضرب، نصرالله اخوی و مستشارالدوله با استفاده از قانون اساسی بلژیک و تا حدودی قانون اساسی فرانسه و توجه به قانون کشورهای بالکان به تدوین قانون اساسی پرداختند. این آغاز مرحله حاکمیت اندیشه سکولاریستی در ایران بود. با پیروزی رضاشاه این راه شدت بیشتری گرفت، تدوین و اجرای نظام قضایی نو، تجددگرایی و اشاعه فرهنگ غرب، که بیشتر آنها به پیروی ترکیه بود، ازجمله کشف حجاب. کار دیگر ایجاد فرهنگستان با هدف زدودن فرهنگ اسلامی، حاکمیت نظام آموزشی بر مبنای سکولاریسم، طوری که حتی جایی برای حجاب دختران و کادر آموزشی زن و عدم اختلاط دختر و پسر در مدرسه نماند، مقابله با روحانیون و مذهب طوری که روزنامه پشت روزنامه رهبران مذهبی را مرتجعین اجتماعی و سیاسی تصویر می کردند. با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی سکولاریسم رضاشاه ادامه یافت، حتی در این دوره احزاب مخالف محمدرضا نیز سکولار بودند، از جمله حزب توده، نهضت مقاومت ملی، جبهه ملی، نهضت آزادی، و البته احزاب دولتی رستاخیز و حزب مردم نیز سکولار بودند (مریجی: ۱۳۸۲، ۲۰۲-۲۲۸).

Iran: Abusive forced veiling laws police women's lives | Amnesty  International
اعتراض دختران معروف به دختران انقلاب

بنابراین زمینه های ورود سکولاریسم به ایران شامل ۱- برقراری روابط با غرب ۲- اعزام دانشجو به غرب ۳- روابط بازرگانی کشورهای غربی با ایران و ورود مصنوعات اروپایی ۴- مسافرت شاهان به اروپا ۵- ورود آثار غرب به ایران در قالب کتب، مجلات، رسالات و نوشتجات، بود. روشنفکران غرب دیده و تحصیلکرده در غرب، پیشرفت های علمی و فنی همانند غرب را در گروی این می دیدند که به ناچار می بایست در نوسازی و بازسازی به سبک اروپایی حرکت کند و روش های گذشته مورد تأکید علما و اسلام شناسان را کنار بگذارند. از جمله این روشنفکران شامل، میرزاملکم خان، محمدعلی فروغی، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا یوسف خان مستشار الدوله، عبدالرحیم طالبوف، سیدحسن تقی زاده، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا حسین خان سپهسالار بودند، آنها همگی معتقد بودند با کنار زدن دین می توانیم یک جامعه دموکرات تشکیل بدیم و همانند غرب دموکراسی داشته باشیم (مرادخانی: ۱۳۹۱، ۴۴-۱۶۸).

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید