سربرآوردن لیبرالیسم اسلامی

0
9
حالت شب

اگر نظام اسلامی ایدئولوژیک نباشد دین و آزادی نیز باهم چالشی نخواهند داشت، چراکه از نظر دین، فرد مسلمان دارای اراده و خود مسئول کردار خویش است. البته لازم گفته شود آزادی در ادبیات دینی ما دست کم پیش از مشروطیت و پیش از رویارویی تجدد و سنت به معنای آزادی فلسفی و یا عرفانی بوده است. آزادی فلسفی یعنی خدا انسان را آزاد آفریده و براساس اراده خود، راه خود را برمی گزیند و مطلوب خود را در زندگی فردی و اجتماعی انتخاب می کند. آزادی عرفانی یعنی انسان خود را از وابستگی های درونی و تعلقات مادی آزاد کند و به دنیا و علایق آن اعتنا نکند و با کنار زدن تمام موانع به سوی اهداف متعالی پیش رود. اگر پیروزی جبری مسلکان و اشعریان بر تعقلگرایان تحقق نمی یافت آزادی به معنای سیاسی و اجتماعی در تاریخ سیاسی اسلام تحقق یافته بود. بقول شهید مطهری سقوط معتزله ضربه ای کاری بر تفکر مسلمانان وارد کرد. (عبدی: ۱۳۷۹، ۱۳۴-۱۴۱).

از نظر معتزله آدمی خود را موجود وظیفه مند و مکلف از درون می یابد. اصول کلیه واجبات و محرمات شرعی نخست به صورت واجبات و محرمات عقلی دریافت می شود.  از نظر معتزله آزادی با ایمان مرتبط است و وقتی حاصل می شود که انسان به عمل بپردازد. ایمان یک حالت و یک اذعان درونی نیست، ایمان مؤمنانه زیستن است. مسئولیت داشتن و مکلف بودن انسان در طبیعت خود نظریه معتزله در مورد آزادی انسان است. خداوند انسان را مسئول و آزاد افریده است. و انسان می بایست انتخاب کند که آیا می خواهد به وظیفه های که متوجه اوست پایبند باشد و یا می خواهد آن را ترک کند. یعنی ایمان یک انتخاب عملی است. در نظر معتزله ایمان به فلسفه عملی مربوط می شود و نه فلسفه نظری (شبستری: ۱۳۹۴٫۲۰-۲۲).

مطهری مبنای حقوقی آزادی انسانها را برابری آنها از حیث انسان بودنشان یکی می داند. انسانها به حسب گوهر و ذات برابرند، مردم از این نظر دوگونه یا چندگونه آفریده نشده اند. رنگ، خون، نژاد قومیت ملاک برتری و تفوق نیست. آزادی، دموکراسی در اسلام زاده برابری انسانها است.(مطهری: ۱۳۵۷، ۱۶۳). مطهری معتقد بود هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد، این بنفع اسلام است. اگر در جامعه محیط آزاد برخورد آرا و عقاید بوجود بیاید. طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان مطرح کنند و ماهم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم. تنها در چنین زمینه سالمی است که اسلام هر چه بیشتر رشد می کند (کبیر: ۱۳۷۹، ۱۸۲).

The Islamic Republic has shut the door to political infiltration by the  U.S. in Iran - Khamenei.ir

از آزادی های سیاسی در متون دینی-قرآن و سنت- ذکری نیامده اما می توان از برخی آیات و روایات به آزادی عقیده، بیان، قلم، انتخابات احزاب، گردهمایی ها، مطبوعات و نشریات رسید. آیات و متون زیادی وجود دارد که با برداشت آزادیخواهانه از دین، کاملاً منطبق هستند. از جمله آیه ۳۸ سوره شوری که تشویق به مشورت می کند، ، آیه ۵۹ سوره آل عمران نیز از پیامبر می خواهد تندرو نباشد و درکارها مشورت کند. آیه ۲۵۶ سوره بقره که که می گوید کار دین به اجبار نیست، راه ضلالت و از روشنایی کامل مشخص است. آیه ۶۴ سوره آل عمران که خداوند تشویق به گفتگو بین ادیان می کند. آیه ۱۵۷ و ۱۵۸ سوره اعراف که می گوید حتی پیامبر مانند بقیه بشر است و با زبانی نرم می خواهد که از او پیروی کنند. همچنین احادیث زیادی وجود دارد که می توان آزادی را از آن بیرون آورد. مثل این حدیث امام صادق :”آیا در مکانی می نشینید و به یکدیگر خبر می رسانید و هر چه می خواهید می گویید و از هرکسی که بخواهید اظهار نفرت و دوری می کنید و هر کس را بخواهید دوست می دارید؟ گفتم آری: فرمود: آیا زندگی چیزی غیر از این است” (قابل: ۱۳۷۹، ۱۵۳). یا این حدیث پیامبر: حق را بگو هرچند به ضرر تو باشد، که نشان دهنده مبنای آزادی عقیده و بیان در اسلام است (الرافعی: ۱۳۷۵، ۵۷).

چرا باید دنبال این رفت که از آیات و احادیت برداشتی آزادی محور کرد. رشد اقتصادی ایدئولوژی اسلامی را تلطیف کرد، پیچیده گی جامعه و رابطه با دنیای بیرونی اصلاحات سیاسی را ملزم کرد. جمعیت شهری زیادی بوجود آمده بود که هر کس نیاز داشت آزادی نسبی برای تجارت داشته باشد. شهری شدن و صنعتی شدن تقابل منافع ایجاد کرده بود. از این رو نیاز بود که برداشتی فلسفی جدید از آزادی مطرح شود تا بتوان با دیگری درافتاد. از طرفی دیگر نیاز بود با آیات قرآنی و سنت اسلامی بگویند که مخالفت آنها با اسلام بیگانه نیست. حتی طرفداران حقوق زنان نیز برداشت های زن محور از آیات قرآن دادند. خیلی صریح قرآن را زیر سوال می بردند و آن تفسیری متفاوت ارائه می دادند. از جمله آیه ۳۴ سوره نساء که در آن مردان بر زنان برتری دارند را زیرسوال بردند و گفتند که باید به روح کلی قرآن توجه کرد. و یا که تأکید را از جنسیت برداشتند بر تقوا گذاشتند، مثلاً آیه ۱۳ سوره ۴۹ که می گوید بهترین شما نزد خدا، باتقواترین شما است. در واقع اتفاقی که دارد می افتد اینست که مخالفان با واسازی متون مقدس،  قرائت های سنتی را می شکنند. آنها با پشتوانه روش هرمنوتیک، فقه اللغه، و تاریخیگری بنفع خود از معانی لفظی فراتر رفته اند (آصف بیات: ۱۳۹۰، ۱۲۲-۱۲۳).

بعد از انقلاب اسلامی ایران و سقوط محمدرضا شاه، نوع سیستم حکومتی که در ایران سربرآورد از نوع تئوکراسی است با اولویت اجراء احکام شرعی و دینی. روزنامه ها و مجلاتی که به انتقاد رژِیم می پرداختند همگی بسته شدند و روزنامه نگاران و روشنفکران منتقد همگی زندانی، شکنجه و حتی کشته شدند. فصل ۴ قانون اساسی ایران هرگونه تصویب قانون یا اجراء سیاستی که مطابق با اسلام نباشد را ممنوع می کند. بدون اجازه وزارت فرهنگ و ارشاد، انتشار هرگونه کتاب، فیلم، نوار موسیقی یا بنای یک موسسه فرهنگی ممنوع است. شورای نگهبان قادر است هرگونه مصوبه مجلس را وتو کند و بگوید چه کسی نماینده شود. زنان باید بر طبق یک شیوه تحمیل شده لباس بپوشند. هرگونه انتقاد به رهبر ایران جرم محسوب می شود. کسانی که در روزنامه یا در سایت و وبلاگ مطلبی انتقاد آمیز بنویسند تحت بازجویی قرار می گیرند. اعتراضات در خیابان می تواند به قیمت جان تمام شود.

اما در کنار این قوانین ضد لیبرالی اتفاقی دیگر نیز در حال رخ دادن است. برداشت نفع محور از قوانین طوری که اصل قانون محفوظ بماند. برداشت ها و تفسیرهای صورت می گیرد که بظاهر از قانون سرپیچی نشده ولی می توان گفت تا حدودی زیادی هم آن را نادیده می گیرد. روزنامه نگاران، فیلم سازان با روش های هوشمندانه از ممیزها می گذرند. زنان بدون آنکه روسری از سر بردارند لباس های دلخواه خود را می پوشند. از طرفی دیگر دولت نیز چشم خود را عامدانه بر روی دور زدن قوانین بسته است. مهمتر اینکه اجباراً بازتر شده است، شورای نگهبان تحت فشار افراد و کاندیدهای انتخاباتی شوراهای شهر، مجلس به قشرها و گروه های مختلفی اجازه ورود به نظام را می دهد. بنابراین بنظر می آید همه بشکلی لیبرالی به مصالحه رسیدند. این گفتمان جدید که توافقات در آن صورت می گیرد لیبرالیسم اسلامی است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید