آیا دین دشمن آزادی و دموکراسی است؟

0
9
حالت شب

مشکل اساسی با فرهنگ دینی این بود که سکولار نمی شود که از دلش دموکراسی درآورد. در واقع جامعه ای توانایی بنای دموکراسی را دارد که ابتدا دین را از صحنه عمومی کنار زده باشد. دین نباید یک مانع فکری برای انتخابی آزاد باشد. بعبارتی باید باور به فردگرایی individual وجود داشته باشد که فرد جدا از نظام دینی اجتماع توان گزینش داشته باشد. و البته لازمه آن آزادی فرد در انتخاب مذهب و عقیده اش است. این آزادی مرزهایش تا آسیب رساندن به دیگران ادامه دارد. بنابراین دموکراسی به قانون و حقوقی احتیاج دارد که مرز آزادی را تعیین و تضمن کند. نوع اجراء ساختار قانونی برای تضمین دموکراسی همان روش مونتسکیو است. یعنی تقسیم قدرت بین سه قوه  (Aminii: 2014. 156). اما سوال اساسی اینست که آیا اساساً اسلام نیز با دموکراسی سازگاری دارد؟ اظهار نظر توکویل اینست که اسلام چون مبتنی بر ایمان است تا عمل سازگاری با دموکراسی ندارد توکویل در مورد سازگاری اسلام و دموکراسی می گوید: اسلام با تأکید بر پیوند دین و سیاست و اتحاد قدرت دنیوی و قدرت روحانی، در سازگاری با دموکراسی ناکام مانده است. تجربه تلخ اروپا نیز نشان می دهد که حمایت کلیسا از اقتدار دولت موجب نفرت مردم از دین می شود (علیزاده: ۱۳۹۱، ۱۵۵)

فوکویاما، هانتینگتون، Lewis، گلنر[۱] همانند توکویل می گویند اسلام با دموکراسی سازگاری ندارد. برای مثال گلنر میگوید در تاریخ اسلام هرگز دوگانه کلیسا و دولت بوجود نیامد. رهیافت دوگانه یعنی خوب/بد، شیطان/خدا، دنیا/آخرت. مسیحیت با این حال که دنیا و آخرت را نیز همچون دیگر مقولات ثنایی، دارای ارزش های نقیص و غیرقابل جمع می شناسد، از سایر ادیان الهی و مشخصاً از اسلام متمایز است. ترنر می گوید در اخلاق انطباق پذیر قرآن، هیچ تضادی میان دستورهای اخلاقی و دینی و اهتمام بدنیا وجود ندارد و لذا هیچ اخلاق ریاضتی سلطه بر دنیا در اسلام شکل نگرفته است. گلنر این تفاوت در مقایسه میان پیوریتینیسم و اسلام یافته است، آنجاکه پیوریتینیسم در روند روبه رشد اقتصاد و صنعتی شدن به تدریج رنگ می بازد و جامعه را در مسیر عرفی شدن به خود وامی گذارد. در حالی که اسلام با اعتماد به تکنولوژی و تجدد از مواهبش بهره مند می گردد. بدون اینکه به عرفی شدن مسلمانان و فروکاهی اسلام بیانجامد (شجاوند: ۱۳۸۱، ۴۶۲-۴۶۴).

اسلام از همون اول خودش دولت می دانست. بقول هانتینگتون مشکل غرب مسئله بنیادگرایی اسلامی نیست بلکه خود اسلام است. بطور کلی می توان گفت نقض در اجراء دموکراسی یا کلاً عدم دموکراسی در کشورهای اسلامی با فقر یا نفت قابل توضیح نیست، بلکه در خود ذات اسلام است. قابل توجه است که این دیدگاه اتفاقاً از خود اسلامیون مثل مودودی گرفته شده است که اساساً سازگاری اسلام و دموکراسی را شدنی نمی دانند. کسانی که به سازگاری اسلام و دموکراسی معتقدند اندیشمندان اسلامی هستند. از جمله Bayat، Filali-Ansary، El Fadl. Casanova. برای مثال Casanova می گوید که کشورهای اسلامی در نهایت به سمت دموکراسی می روند. همانطور که در غرب از دل کلیسا دموکراسی درآمد. بخشی از گفته های Casanova گرفته شده از توکویل است که نشان داد چطور مسیحت به دموکراسی در آمریکا کمک کرد.(۴۶۰-۴۶۱ (Ahmad: 2011,

توکویل از فعال بودن دین در جامعه آمریکا تعجب کرد، امری که مخالف نظر کسانی بود که تصور می کردند آمدن جامعه ای مدرن و دموکراتیک الزاماً به معنی عقب نشینی از صحنه اجتماع نیست. از نظر توکویل در آمریکا این دین است که مردم را در جهت روشنگری و تنویر افکار هدایت می کند و این قوانین الهی است که انسان را به آزادی رهنمون می کند. در واقع از نظر توکویل یکی از شروط استقرار آزادی، رسوم و اعتقادات آدمیان است و عامل تعیین کننده رسوم دین است. توکویل خاطر نشان می کند که حکومت آزادی جز در سایه اخلاق ممکن نیست و مبنای اخلاق معتقدات است. از نظر توکویل بر نقش دین در تدارک و تکمیل آرمان دموکراسی توسط مهاجران پیورتن تأکید می ورزد آمریکایها به واسطه این شوق و سرزندگی دینی آزادی بیشتری داشتند. بعبارتی منبع آن نظم اخلاقی از مجرای روح همگانی بود. توکویل معتقد بود آزادی نیازمند قطعیت، اراده محکم درباره خدا، روح است که به او می گوید وظایفش کدام است، او را از شک بیرون می آورد و به او حیثیت و قدرت اعمال اراده برای بفعل رساندن آزادی خویش می دهد. توکویل می گوید اگر کسی ایمان ندارد باید خدمت کند و اگر آزاد است باید اعتقاد داشته باشد. از نظر توکویل اعضایی جامعه باید در کنه وجود خویش از انضباطی پیروی کنند که فقط ناشی از ترس آنان از مجازات نباشد. بلکه ایمان دینی انضباط و اخلاق را در افراد پدید می آورد (دانش: ۱۳۸۶، ۲۱۰-۲۱۶).

توکویل معتقد بود جامعه آزاد بر مبنای اخلاق عمومی است. و اخلاق عمومی نمی تواند بدون مذهب موثر و تأثیرگذار باشد. شاید این درست باشد که فرد بر مبنای عقل بخواهد اخلاق را رعایت کند، اما جامعه نمی تواند. از نظر توکویل دلبستگی به ایمان فرد را آزاد می سازد، آزادی، دین را به چشم حامی و همکار می نگرد. آزادی دین را بعنوان حافظ اخلاق و قوانین می شناسد. (باربیه: ۱۳۸۴، ۳۰۶-۳۰۷).

ایمان مذهبی از دید توکویل نقش مهمی در شکل دادن به ساختار اجتمای بازی می کند، ولی از نظر توکویل تمامی مذاهب مثل کاتولیکها یا مسلمانان همانند پروتستانها توان گزینش آزاد بر پایه وجدان مذهبی ندارند. توکویل معتقد بود انجیل های مسیحی و دستورات آنها کمتر از قرآن بصورت ابزاری برای نظارت بر مؤمنان بکار می رود. قرآن امر و نهی را در هر مورد مجاز می شمارد و بدتر اینکه کاربرد زور را جایز می شمارد. این یعنی بازگشت به اندیشه های بدوی عهد عتیق است (سیدنتاپ: ۱۳۹۵، ۱۴۸-۱۵۵).

Islam and Inter-Religious Dialogue: A Muslim Perspective

مذهب در جامعه دموکرات از هر جامعه دیگر بیشتر احتیاج است. و آزادی در جامعه دموکرات احتیاج به ایمان دارد که بدون مذهب نمی شود. مذهب می تواند در مقابل ماده گرایی مقاومت کند. کارکرد اصلی مذهب منظم کردن، حفظ کردن میل برای خوب زیستن است. و مهم تر اینکه مذهب ایمان می آورد. اعتقاد مذهبی یک بخش لازم و ضروری عمل و اقدام است. از بین رفتن مذهب یعنی سربرآوردن شک، که برای اقدام و عمل خطرناک است. بنابراین تقویت کننده آزادی است، اینکه خودمان عامل هستیم نه نیروهای مخفی یا علل غیرقابل کنترل. مهم تر اینکه مذهب تضمین کننده dignity است. فردگرایی نیازمند حیثیت است که مذهب آن را تضمین می کند. توکویل تحت تأثیر پاسکال، روسو، منتسکیو بود. پاسکال یک فیلسوف مذهبی بود. که بیشتر از همه بر تهی بودن معرفت بدون ایمان تأکید کرد. انسان ضعیف است که با reason  نمی تواند در پی کشف عمق هستی برود. Steven B. Smith: lectures 21 and 22) بنابراین از نظر توکویل یکی از علت های که باعث رواج دموکراسی می داند، مذهب است که باعث می شود اطاعت از قانون بعنوان امری مقدس شمرده شود، که فرصتی نیز برای تضمین آزادی است. (C. Kissam: 2007, 49)

بنابراین دموکراسی آنطور لاک و روسو می گویند چیزی نیست که بتوان تأسیس کرد و یکدفعه بنا کرد، چیزی است که در فرایند تاریخ در پی تحولات با افت و خیز بدست می آید. مسئله اصلی این است که ما نمی دانیم فرایند دموکرات شدن چه زمانی به پایان می یابد. اما بهرحال به پایان خودش میرسد. آن به رهبری حکومتداری، تفکر سیاسی بستگی دارد. بهرحال پایان تاریخ حکومت های لیبرال و آزاد است. یعنی همانطور که برای آمریکا بود، برای اروپا نیز خواهد بود و همچنین برای بقیه دنیا، و البته در جامعه اسلامی ایران،  از نظر توکویل آنچه یک دموکراسی لیبرال عالی برای آمریکا ساخته نتیجه ۱- حکومت محلی ۲- انجمن های مدنی ۳- روح مذهب است. محلی گرایی یا دموکراسی شهری یک نگرش ارسطوی است که هر مرد و زنی در فعالیت سیاسی در درون شهر شرکت می کند. آنچه حکومت محلی را تهدید می کند. حکومت مرکزی است. این روح آزادی در درون شهر عادتی است که در فرایند تاریخ بدست می آید. انجمن های مدنی گروه های واسطه ای و داوطلبانه ای هستند عامل همکاری و باعث ایجاد حس مسئولیت با دیگران هستند. برعکس روسو که معتقد بود اراده عمومی را از بین می برد. انجمن ها مانع خودکامگی و تمرکزگرایی دولت می شوند. با رشد جامعه نیروهای اجبارکننده افراد را از انفراد، تنهای بیرون می آورد و به جامعه وصل می کند. اما آنچه دموکراسی آمریکا را از اروپا متمایز می کند اینست که برعکس اروپا که دموکراسی با مذهب در تقابل قرار می گیرند در آمریکا اینچنین نیست، آمریکا یک کشور پیورتن دموکراسی است. دموکراسی آمریکا توسط افرادی تأسیس شد که مذهبی بودند و عادات مذهبی را رعایت می کردند. توکویل برخلاف اندیشمندان روشنگری و قرن ۲۰ بخصوص ماکس وبر که معتقد بود با آمدن مدرنیته، مذهب می رود و بسمت سکولاریسم می رویم. معتقد بود مذهب بسادگی محو نمی شود، با آمدن مدرنیته، اندیشمندان روشنگری در این مورد اشتباه می کردند. توکویل معتقد بود این سکولاریسم اشتباه است Steven B. Smith: lectures 21 and 22).

از نظر توکویل مسیحت با برابر قرار دادن همه انسانها با هم و در مقابل خداوند حکم به سازگاری دین و دموکراسی داده است. اما توکویل تأکید میکند دین از سیاست باید جدا باشد، آمیختگی دین و سیاست خطرناک است. پیوند دین و سیاست در نهایت منجر به نابودی خود دین می شود. چراکه اگرچه پیوند دین با قدرت های بیرونی می تواند مزیت های برای دین داشته باشد، اما مانع عمومیت و استمرار دین می شود و دیگر نمی توان برهمه حکومت کرد. (علیزاده: ۱۳۹۱، ۱۵۴).

[۱] . Gellner

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید