غرب چگونه غرب شد

0
16
حالت شب

روال دین زدایی در غرب اینگونه آغاز شد. که توسعه زندگی شهری، زندگی صنعتی شده باعث شد که مردم را از روستاهای اطراف در نقطه ای شهری جمع و در کارخانه های بزرگ مشغول بکار شوند. در واقع کوچ روستایان به زندگی شهری و زندگی کردن در سبک های متفاوت در کنار یکدیگر و طوری که به همسایه های خود بی توجه بودند و دیگر رابطه ای نداشتند. این جابجای و تحرک اجتماعی این مهاجرت ها سبک زندگی روحانی قبلی را از بین برد. خود-سازمان، پیدا کردن راه جدیدی برای بقاء و رشد کردن در این محیط ناخوشایند جدید، سبک جدیدی از زندگی یک فورم جدیدی را باعث شد. بعبارتی این نوع زندگی، زندگی قبلی که مردم در پشت هر پدیده ای نیروی خاصی می دیدند، خودشان را در محاصره ارواح می دیدند، دچار دگرگونی شد. افراد وارد زندگی شهری شدند که با مواد فیزیکی و تجزیه مواد شیمایی می توانستند خیلی از بیمارها را درمان کنند. زمانی که در پشت پدیدها نیروهای میدیدند بسوی روحانیون رفته بودند و آنها را در بالاترین سطح جامعه آورند، اما اکنون دیگر نیازی به آنها نبود.( taylor: lecture. Disenchantment and secularity). از نظر تیلور این بعد از انقلاب فرانسه بود که اروپا بطور کامل دین را کنار زد. اندیشه های روسو تأثیر زیادی در نادیده گرفته شدن مذهب داشت. فاعل اخلاقی کانت نیز مجاز به انجام هرکاری شد. در واقع وقتی کانت تأکید را بر فردی آگاه و محکوم به صورتی از امر مطلق گذاشت. در واقع او را مجاز به انجام هر کاری دانست. مشروطه بر اینکه آگاهانه عمل کند. چیزی که محدود کننده بنظر می آید، در واقع عاری از محدودسازی است. و البته تیر خلاص را نیچه به مذهب وارد کرد. در مورد ابر مرد، شخص به نام اراده معطوف به قدرت در جایگاه خدا می نشیند و خود را مجاز به انجام هر کاری می داند (مک اینتایر: ۱۳۷۹، ۴۴۹).  “مرد دیوانه بانگ زد: خدا کجاست؟ من به شما خواهم گفت. ما او را کشته ایم-شما و من. همگی قاتلان اوییم. اما چگونه چنین کرده ایم؟ … آیا هنوز فراز و فرودی باقی مانده است؟ آیا نفس فضای تهی را احساس نمی کنیم؟ آیا سردتر نشده است؟ آیا شب دم به دم به ما نزدیک تر نمی شود؟… ما سرآمد قاتلان چگونه خود را آرامش خواهیم بخشید؟ مقدس ترین و باشکوه ترین دارایی جهان زیر چاقوهای ما جان سپرد: چه کس این خون را از دست های ما خواهد شست؟.. اما آیا بزرگی این کار برای ما بیش از اندازه بزرگ نیست؟ آیا نباید خودمان بدل به خدایان شویم تا شایسته ی آن جلوه کنیم؟” (کهون: ۱۳۸۸، ۱۰۴).

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید