ایدئولوژی جمهوری اسلامی

نقد و بررسی

0
41
حالت شب

 

 

در جریان انقلاب اسلامی ایران تفسیرهای متفاوتی از اسلام بعنوان ایدولوژِی اسلامی می شد. دو تا از مهمترین جریانات یکی اسلام رادیکالیسم تحت تاثیر علی شریعتی بود و دیگری اسلام آخوندسالاری[۱] بود که بوسیله آیت الله خمینی مطرح شد. هر دوی این تفسیرها برداشت های تازه ای از دکترین شیعه بعنوان رابطه بین مذهب و سیاست بود. مهمتر اینکه هر دو معتقد به استفاده از خشونت برای بنای یک حکومت اسلامی بودند. شریعتی معتقد به یک یوتوپیای اسلامی بود که روشنفکران فرهیخته رهبران آن بودند و نه روحانیون مذهبی در حالی که آیت الله خمینی معتقد بود در زمان غیبت امام زمان باید جامعه توسط روحانیون مذهبی اداره شود. در این تقابل آیت الله خمینی با هوشمندی بیشتر پیروز شد. (Ashraf: 2001.239-240)

نظامی که پس از انقلاب اسلامی بر محور رهبری و اقتدار کاریزمای آیت الله خمینی مستقر شد بود. از نظر پرزورسکی همانند رژیم دیکتاتوری قبلی یک رژیم بسته دیگه ای شد. چراکه بعد از فروپاشی رژیم قبلی گروه های پیروز در اینکه روش های دموکراتیک راهی برای مصالحه و تقسیم قدرت می تواند باشد مورد پذیرش قرار نگرفت (prezeworski:  1986, 61-62)

ماهیت جمهوری اسلامی تا ۱۳۶۸ تحت تأثیر شخصیت رهبر انقلاب بعنوان یک رهبر کاریزما بود. جمهوری اسلامی نه بر کنترل نهادهای دولتی یا حزبی بلکه بر جذابیت شخصی و کاریزمایی امام خمینی استوار بود. ساختار قدرتی که در این دوران تعین یافته بود از حیث ایدئولوژی برخی عناصر دولت جامع القوا در آن یافت می شود، اما در عین حال عناصر نهادی و سلسله مراتبی خاصی که معمولاً با عناصر ایدلوژیک دولت جامع القوا[۲] همراهند در آن موجود نبوده است. (بشیریه: ۱۳۹۲، ۴۷-۴۸)

آیت الله خمینی داور در منازعات عمده میان گروه ها و گرایش های مختلف بود. همه جا به سخنان رهبر استناد می شد و هیأت حاکمه هم عمدتاً متشکل از شاگردان و پیروان ایشان بودند. در سایه اقتدار کاریزمایی رهبر، الیگارشی روحانی نسبتاً منسجمی شکل گرفت. تأسیس نهاد ولایت فقیه عنصر اقتدار گرایی روحانیان را مشروعیت سیاسی داد. نظریه ولایت فقیه آنچنان این بنیاد نوتأسیس را از لحاظ نظری مستحکم کرده بود که ولایت فقیه پاسداری از مصلحت حکومت اسلامی تلقی می شود و در این کار لزوماً مشروط و مقید به شرع و قوانین دینی نخواهد بود (بشیریه: ۱۳۹۲، ۹۰-۹۱).

[۱] . theocratic Islam

[۲] . جامع القوا یعنی دولتهای که استمرار دوران اولیه انقلاب هستند. دو ویژگی کلی دارند. یک، سیاسی کردن کل جامعه و علائق اجتماعی به این معنی که عرصه های و حوزه های خصوصی زندگی رویهمرفته دارای حیاتی مشروط بوده اند و طبعاً حکومت و نیروهای وابسته به ان به هر دلیلی و در هر زمان حق مداخله در آن عرصه ها را برای خود محفوظ می داشته اند. دوم، این که سیاسی کردن جامعه و علائق اجتماعی تنها از چشم انداز ایدئولوژیک مسلط (سنت گرایی اسلامی یا اسلام گرایی سنتی) صورت می گرفته که چندان مجالی برای دگر اندیشی باقی نمی گذارد و یا آن را تحمل نمی کند.(بشیریه: ۱۳۹۲، ۴۸).

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید