سکولاریسم چگونه رخ می دهد

0
11
حالت شب

نخستین گام برای کنار گذاشتن دین از صحنه اجتماعی را متفکران و تکنوکرات ها برداشته اند، آنگاه که روش تجربه و مشاهدات حسی را ملاک ارزشیابی تحقیقات علمی قرار دادند. کار… علم، بخصوص در فعالیت های تولیدی و پیدایش و تحول فنون جدید، از احساس وابستگی انسان به الوهیت کاست (مریجی: ۱۳۸۲،۴۲-۴۳).  با کنار زدن خدا غرب سکولاریسم را بعنوان ایدئولوژی پذیرفت. یک ایدئولوژی ضددینی که کاملاً آگاهانه و از روی اراده با مطلق کردن امور علمی و عقلی، ارتباط انسان و ساحت های مختلف وجودی او و نیازمندی هایش اعم از قوانین حقوقی، اخلاقی، آموزشی، تربیتی، سیاسی… از خدا، دین و بطور کلی از همه امور ماورائی و معنوی جدا کرده و آنها را براساس یافته علم تجربی و عقل ابزاری سامان می بخشد (سربخشی: ۱۳۸۸، ۳۸).

سکولاریسم در عام ترین معنا یعنی جدایی یا تفکیک دولت از دین که به خودی خود نه ضد دین است و نه وجودش مستلزم دشمنی با دین. سکولاریسم به تمایز ساده امور دنیوی و امور معنوی نیست بلکه جدایی و تفکیک امر سیاسی از امر دینی است. سکولاریسم نه فلسفه و نه آموزه و نه ایدئولوژی بلکه مفهوم رابطه است. این اشتباه است که فکر کنیم دین به موضوعی شخصی تبدیل گردد. به عبارتی رفتن از پهنه عموی به پهنه خصوصی به معنای خصوصی شدن نیست. در حقیقت دین در جامعه حضور دارد و آزادانه عمل می کند، بنابراین نه تنها به بعد درونی و فردی خود کاسته نمی شود بلکه ناگزیر جنبه بیرونی و اجتماعی خود را حفظ می کند. هر دین و مذهبی می تواند سازمان ویژه خود را داشته باشد و در جامعه نقش بازی کند و فعالیت کند. بنابراین سکولاریسم یعنی جدایی دین و واقعیت های دنیای بطوری که همه واقعیت ها و فعالیت های بشری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی رفته رفته خودمختاری خود را نسبت به دین و کلیسا به دست می آورند. و دولت به کلی از نفوذ دینی و کلیسایی مستقل شود و همه دین ها از آزادی کامل نسبت به دولت برخوردار باشند (وثیق: ۱۳۸۴، ۱۷۶-۱۷۷).

از نظر چارلز تیلور سکولار شدگی زمانی است که خدا از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تفریح… حذف شود . در حالی که در حالت مذهبی خدا در نهادها، اعمال و درهمه جا حاضر و ناظر است. زندگی بوسیله زمان و مکان مقدس شکل داده می شود و افراد بطور سلسله مراتبی نزدیک یا دور به خدا هستند. (Crittenden: 2009, 470).

نخستین گام برای کنار گذاشتن دین از صحنه اجتماعی را متفکران و تکنوکرات ها برداشته اند، آنگاه که روش تجربه و مشاهدات حسی را ملاک ارزشیابی تحقیقات علمی قرار دادند. کار… علم، بخصوص در فعالیت های تولیدی و پیدایش و تحول فنون جدید، از احساس وابستگی انسان به الوهیت کاست (مریجی: ۱۳۸۲،۴۲-۴۳).  با کنار زدن خدا غرب سکولاریسم را بعنوان ایدئولوژی پذیرفت. یک ایدئولوژی ضددینی که کاملاً آگاهانه و از روی اراده با مطلق کردن امور علمی و عقلی، ارتباط انسان و ساحت های مختلف وجودی او و نیازمندی هایش اعم از قوانین حقوقی، اخلاقی، آموزشی، تربیتی، سیاسی… از خدا، دین و بطور کلی از همه امور ماورائی و معنوی جدا کرده و آنها را براساس یافته علم تجربی و عقل ابزاری سامان می بخشد (سربخشی: ۱۳۸۸، ۳۸).

سکولاریسم در عام ترین معنا یعنی جدایی یا تفکیک دولت از دین که به خودی خود نه ضد دین است و نه وجودش مستلزم دشمنی با دین. سکولاریسم به تمایز ساده امور دنیوی و امور معنوی نیست بلکه جدایی و تفکیک امر سیاسی از امر دینی است. سکولاریسم نه فلسفه و نه آموزه و نه ایدئولوژی بلکه مفهوم رابطه است. این اشتباه است که فکر کنیم دین به موضوعی شخصی تبدیل گردد. به عبارتی رفتن از پهنه عموی به پهنه خصوصی به معنای خصوصی شدن نیست. در حقیقت دین در جامعه حضور دارد و آزادانه عمل می کند، بنابراین نه تنها به بعد درونی و فردی خود کاسته نمی شود بلکه ناگزیر جنبه بیرونی و اجتماعی خود را حفظ می کند. هر دین و مذهبی می تواند سازمان ویژه خود را داشته باشد و در جامعه نقش بازی کند و فعالیت کند. بنابراین سکولاریسم یعنی جدایی دین و واقعیت های دنیای بطوری که همه واقعیت ها و فعالیت های بشری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی رفته رفته خودمختاری خود را نسبت به دین و کلیسا به دست می آورند. و دولت به کلی از نفوذ دینی و کلیسایی مستقل شود و همه دین ها از آزادی کامل نسبت به دولت برخوردار باشند (وثیق: ۱۳۸۴، ۱۷۶-۱۷۷).

از نظر چارلز تیلور سکولار شدگی زمانی است که خدا از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تفریح… حذف شود . در حالی که در حالت مذهبی خدا در نهادها، اعمال و درهمه جا حاضر و ناظر است. زندگی بوسیله زمان و مکان مقدس شکل داده می شود و افراد بطور سلسله مراتبی نزدیک یا دور به خدا هستند. (Crittenden: 2009, 470).

Secularism is the base of India's Unity and it gets recognized all over the  World

عبدالکریم سروش: سکولاریسم یعنی توجه به همین دنیایی مادی و دست کشیدن از مراتبی که ورای این حیات تنگ مادی ما قرار دارد. و این در دو جا است. ۱- اندیشه های ما ۲- در انگیزه های ما، یعنی انسان دانستنی های خود را منحصر می کند به آنچه در این عالم ماده می شود دید و خواند، و از طرفی دیگر انگیزه های ما هم سکولار بشود. از جمله انگیزه های سیاسی، آموزشی و اصولاً هر انگیزه ای را، سکولاریسم شدن در همه ابعاد و شئون زندگی پیاده می شود و جای مذهب را می گیرد. در واقع سکولاریسم ضد مذهب نیست اما بدتر از ضد مذهب است. برای اینکه رقیب و جانشین مذهب است. سکولاریسم جای دین را پر کرده است. سکولاریسم انگیزه برای عمل به شما می دهد، انگیزه ای که دیگر احتیاجی به دین باقی نمی گذارد. به اندیشه شما رنگ دنیوی می زند، بطوری که رنگ دینی را از آن می زداید. در واقع سکولاریسم چیزی نیست جز علمی و عقلانی شدن تدبیر اجتماع یعنی علمی بودن یا علمی شدن را باید دقیق ترین ترجمه سکولاریسم دانست (وثیق: ۱۳۸۴، ۱۷۹-۱۸۰).

بطور کلی سکولاریسم عبارتند از عقل محوری، اومانیسم، نسبیت گرایی، سنت ستیزی، لائیسیز یعنی مسکوت گذاشتن دین طوری که اصلاً مجالی برای طرح آن و اندیشیدن به آن فراهم نمی کند، مهمتر اباحی گری، یعنی آزادی مطلق، نه نظارت الهی در کار است و نه ثواب و عقاب اخروی، و همچنین علم پرستی یعنی تأکید افراطی بر علم (همتی: ۱۳۸۴، ۳۲-۳۳).

عبدالکریم سروش: سکولاریسم یعنی توجه به همین دنیایی مادی و دست کشیدن از مراتبی که ورای این حیات تنگ مادی ما قرار دارد. و این در دو جا است. ۱- اندیشه های ما ۲- در انگیزه های ما، یعنی انسان دانستنی های خود را منحصر می کند به آنچه در این عالم ماده می شود دید و خواند، و از طرفی دیگر انگیزه های ما هم سکولار بشود. از جمله انگیزه های سیاسی، آموزشی و اصولاً هر انگیزه ای را، سکولاریسم شدن در همه ابعاد و شئون زندگی پیاده می شود و جای مذهب را می گیرد. در واقع سکولاریسم ضد مذهب نیست اما بدتر از ضد مذهب است. برای اینکه رقیب و جانشین مذهب است. سکولاریسم جای دین را پر کرده است. سکولاریسم انگیزه برای عمل به شما می دهد، انگیزه ای که دیگر احتیاجی به دین باقی نمی گذارد. به اندیشه شما رنگ دنیوی می زند، بطوری که رنگ دینی را از آن می زداید. در واقع سکولاریسم چیزی نیست جز علمی و عقلانی شدن تدبیر اجتماع یعنی علمی بودن یا علمی شدن را باید دقیق ترین ترجمه سکولاریسم دانست (وثیق: ۱۳۸۴، ۱۷۹-۱۸۰).

بطور کلی سکولاریسم عبارتند از عقل محوری، اومانیسم، نسبیت گرایی، سنت ستیزی، لائیسیز یعنی مسکوت گذاشتن دین طوری که اصلاً مجالی برای طرح آن و اندیشیدن به آن فراهم نمی کند، مهمتر اباحی گری، یعنی آزادی مطلق، نه نظارت الهی در کار است و نه ثواب و عقاب اخروی، و همچنین علم پرستی یعنی تأکید افراطی بر علم (همتی: ۱۳۸۴، ۳۲-۳۳).

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید