حالت شب

نوسازی سیاسی مستلزم معقول شدن اقتدار سیاسی است. یعنی مراجع اقتدار سیاسی سنتی، مذهبی، خاندانی و قومی جای شان را به مرجع اقتدار سیاسی واحد دنیوی و ملی می دهند. به این معنا که حکومت زاییده انسان است، نه زاییده طبیعت یا خداوند (هانتینگتون: ۱۳۹۲، ۵۶). علت نیاز به نوسازی اینست که صورت های حکومتی ساده از همه بیشتر در معرض فروپاشیدگی اند، جامعه که سازمان ها و شیوه عمل های حکومتی بسیار نهادمندی داشته باشد، بهتر می تواند مصالح همگانی اش را تعیین کند یعنی بهتر می توانند تصمیم گیری کنند و خط مشی هایی را بپرورانند (هانتینگتون:۱۳۹۲، ۴۲).

با روی کار آمدن سید محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ سیاست تعدیل اقتصادی و قایل شدن به توسعه صنعتی دولت جای خود را به توسعه سیاسی داد. نیروهای اصلاح طلب زمینه قانونمند شدن هر چه بیشتر جامعه و تحقق جامعه مدنی را فراهم ساختند. علاوه بر این به موازات رشد جمعیت، شاهد افزایش طبقه متوسط جدید هستیم. اهمیت این وضعیت از این لحاظ است که این طبقه پس از بهبود سطح آگاهی و توان علمی خود خواستار فرصت های سیاسی بیشتر جهت ابراز عقاید خویش است. (ازغندی: ۱۳۸۶، ۱۸-۱۹).

بنابراین مشخص می شود که چطور توسعه اقتصادی باعث گسترش ویژگی های فرهنگ شهری مدرن شد که با خصال ایدئولوژیک نظام تعارضات آشکار پیدا می کرد، از طرف دیگر فشارهای مختلف از جانب فرایندهای روبه گسترش جهانی شدن در حوزه های اقتصاد و فرهنگ و ارتباطات، پیدایش تعابیر دموکراتیک و کثرتگرایانه از دین و نظریه سیاسی شیعه، زمینه های گذار به دموکراسی را فراهم کردند. همگی دست به دست هم داد که اصلاحات سیاسی لازم بشود (بشیریه: ۱۳۹۲، ۵۶).

این عوامل مواردی هستند که در کشورهای دیگر که وارد گذار شده اند دیده می شود. پیشرفت اقتصادی، صنعتی شدن، شهرنشینی، پیدایش بورژوازی طبقه سوم، گسترش طبقه کارگر و تشکیلات اولیه آن، کاهش تدریجی عدم تساوی اقتصادی باعث ایجاد دموکراسی شدن در سده نوزدهم در اروپای شمالی شدند (هانتینگتون: ۱۳۸۱، ۴۶).

اصلاحات سیاسی و رفتن به سوی دموکراسی در دوره خاتمی بیشتر از سر اجبار بود تا رویکردی انتخابی، جمعیت جوان زیادی سربرآورده بودند که اصول ارزشی حاکم بر جامعه را بر نمی تافتند. دولت برای بقا نیازمند تغییر بود. با نگاه داروینی برای بقاء نیازمند سازگاری بود. براساس تئوری داروین گونه های شانس بیشتری برای بقاء دارند که با محیط سازگاری بیشتر دارند. از میان منابع کمیاب گونه ای که موفق بشود دسترسی بهتری به منابع داشته باشد، احتمال زنده بودنش بیشتر است. در سیاست نیز رقابت سختی است برای کسب قدرت، برای رسیدن به منابع محدود، چراکه هر کس قدرت بیشتر دارد، منابع پخش شده سیاسی را راحتر می تواند بدست آورد. به عبارتی تمرکز منابع قدرت منجر به اتوکراسی می شود و پخش منابع قدرت در میان عده زیادی منجر به دموکراسی می شود. Vanhanen: 2003,24-29 )). یعنی در دوره خاتمی نیاز بود منابع اصلی قدرت به طور گسترده پخش شود و گروه ها امکان آن را داشته باشند برسر آن باهم رقابت کنند، هرچند این منابع قدرت بطور نابرابر پخش شده اند. چراکه اصل ابتدایی دموکرسی اینست که منابع قدرت آنچنان پخش شود که هیچ گروهی نمی تواند بطور طولانی دیگران تحت سلطه داشته باشد و قدرت را برای خودش نگه دارد. ( vanhanen: 2003, 78).

دموکراسی در حالتی است که سیستم شرایط زد و خورد را بین گروه های را فراهم می کند. و همچنین امکان مصالحه و توافق را نیز فراهم کند. آنها را در یک مسیر مشخص تشویق به مبارزه بکند که به هر کدام امکان بکارگیری استراتژی مورد دلخواه خود را بدهد. و مهمتر اینکه هیچ کسی توان این را ندارد برای مدت طولانی در قدرت بماند. یعنی در دموکراسی منابع آنچنان پخش شده است که همه امید این را دارند که مقداری را از آن تصاحب کنند. یا از طرفی دیگر مشخصه بارز دموکراسی عدم قطعیت در رسیدن به قدرت است. که همه اینها لازمه داشتن یک انتخابات شفاف و سالم، فرایند عادلانه قضایی، فراهم کردن شرایط برابری برای چانه زنی، داشتن قوانینی که دسترسی به رسانه های عمومی را برای همه فراهم کند.) هانتینگتون: ۱۳۹۲، ۵۷-۵۸).

بنابراین شاهد هستیم که هرچه جامعه پیچیده تر و ناهمگونتر می شود، ایجاد یک نظام سیاسی سامان یافته تضمین شده به نمادهای سیاسی بیشتر وابسته است. یعنی هرچه نیروهای اجتماعی متنوعتر می شوند، نهادهای سیاسی نیز اجباراً برای بقاء پیچیده تر و مقتدر می شوند (هانتینگتون: ۱۳۹۲، ۱۹-۲۳). آنچه در مورد دوره خاتمی می توان گفت همین است که دولت برای اینکه از جامعه واپس نماند مجبور به بازسازی خود بود. نهادهای که توان تطبیق پذیری داشتند باقی ماندند و بقیه اصلاح و یا حذف شدند.

نکته مهم اینجا اینست که هرچه یک نهاد تطبیق پذیرتر باشد، سطح نهادمندی آن نیز بالاتر است. هر چه محیط پرفراز و نشیب تر و عمر نهاد بیشتر باشد، تطبیق پذیری آن نیز بیشتر است. و مهمتر اینکه سازمان هرچه کهنتر باشد و بیشتر رشد یابد، کمتر از سازمان های جوانتر در برابر دگرگونی در هدف ها مقاومت می کنند، یعنی انعطاف پذیری اش بیشتر است. اما در برابر دگرگونی در ساختار اجتماعی و وظیفه ی شان بیشتر مقاومت می کنند. البته تغییر هدف و کارکرد می توانند باعث بقای نهاد و جلوگیری از فروپاشی آن شود. ارسطو یادآور شده بود که نظام های تیرانی همگی کم و بیش در کوته عمرند. نظام سیاسی دارای نهادهای سیاسی متعدد و گوناگون توانایی تطبیق پذیری بیشتری دارد (هانتینگتون: ۱۳۹۲، ۲۴-۳۳).

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید