حالت شب

محمدرضا صدقی رضوانی: پژوهشگر اندیشه سیاسی

 اندیشه سیاسی ایران و اسلام در قرن پنج هجری متأثر از حضور و هژمونی خواجه نظام‌الملک طوسی متفکر ایرانی و میراث او در عرصه عمل و نظر هست. خواجه نظام‌الملک سیاستمدار پرنفوذ و وزیر مقتدر دربار سلجوقیان در دوره زمامداری آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی، تداوم‌بخش اندیشه‌ایرانشهری با بهره‌گیری از دو ابزار سیاست‌نامه نویسی و مدارس نظامیه است. نظام‌الملک در قامت وزیر دربار سلجوقیان و به عنوان یک شافعی مذهب، توامان در صدد حفظ و اشاعه اندیشه ایرانشهری و آیین شافعی بود. در واقع « او پاسدار نهاد وزارت و در خدمت نهاد سلطنت با تمایلات ایرانی و گرایش‌های شدید در فقه شافعی در اواسط قرن پنجم هجری است» بر این اساس او  برای عملی کردن این پاسداری به تدوین و تألیف رساله سیاست‌‌نامه یا سیَرالملوک و  تأسیس مدارسی برای حفاظت از “راست دینی” دست یازید  که به نام خود او به نظامیه شهره آفاق آن روزگار و اعصار بعد گشت. در سراسر قلمرو سلجوقیان این مدارس که از نیشابور، اصفهان، توس، هرات تا بغداد و بصره توسعه یافته بودند وظیفه‌‌ی تربیت و تعلیم شاگردانی بر مبنای فقه شافعی و اندیشه‌های سیاسی خواجه را بردوش داشتند. در این بین بعضی از مفسرین و پژوهش‌گران حوزه تاریخ و سیاست از منظری همدلانانه و سمپاتیک، ساخت و گسترش این مدارس را نشان  خردمندی و تدبیر خواجه نظام در آن عصر و مقدمه شکل‌گیری مفهوم  دانشگاه در تاریخ جهان اسلام می‌دانند.  این نگاه همسو و متعارف به مدارس نظامیه و اقدامات خواجه باعث غفلت از سویه دیگر ماجرا می‌شود جنبه‌ای که دکتر حسن انوری  به وضوح در ابتدای نسخه‌ی از سیاست‌نامه که به کوشش دکتر جعفر شعار در سال چهل و نه توسط شرکت سهامی کتاب منتشر شده است به آن اشاره کرده است: « اما در این مدرسه‌های پر جلال و شکوه شاگردان نمی‌توانستند “چرایی” بپرسند و “چونی” بشنوند، از آنکه تدریس علوم عقلی و فلسفه در این مدارس قدغن بوده و افکار سانسور می‌شده است و مدرسان می‌بایست شافی مذهب بوده باشند. » شاید این ساختار متصلب آموزشی در چارچوب مدارس مذهبی آن دوران نکته‌ای عجیب و غیرمعمول به نظر نیاید و هر ناظر منصفی را به دفاع از این وضعیت غیر مداراگر در زمانه و زمنیه خودش سوق دهد.

 اما از منظری متمایز و قرائتی جدید به نظر  این مدارس جدا از آموزش‌های متداول دروس مذهبی، در تب و تاب تولید و توزیع و بازتولید ایدئولوژی فرهنگی و سیاسی حاکم بر زمانه و زمینه خویش هستند. بر این مبنا در این نوشته تلاش می‌شود از چارچوب نظریه شهیر آلتوسر یعنی: ایدئولوژی و ساز و برگ‌ های  ایدئولوژیک دولت، به خوانش و تفسیر این مدارس پرداخته شود. بررسی اندیشه و آثار نوشتاری لویی آلتوسر مارکسیست ساختارگرای فرانسوی نشانگر آن است که تحلیل نقش دولت در حفظ سلطه فرهنگی از دغدغه‌های عمده اندیشه او بوده است بر این اساس او تحت تاثیر اندیشه مارکس و گرامشی به مطالعه هژمونی فرهنگی و ایدولوژیک دولت سرمایه‌داری می‌پردازد. آلتوسر در مقاله “ایدئولوژی و ساز و برگ‌های ایدئولوژیک دولت” چنین می‌نویسد :« که اگر در یک نظام اجتماعی همزمان با تولید، شرایط تولید بازتولید نشوند، آن نظام اجتماعی یک سال هم نخواهید پایید.» او در ادامه به تبیین و توضیح چگونگی باز تولید شرایط تولید پرداخته است. به طور کلی آلتوسر دستگاههای دولتی را به دو بخش ایدئولوژیک و سرکوبگر تقسیم می‌کند و بر این باور است که دستگاههای ایدئولوژیک وظیفه و کارویژه  باز تولید روابط تولید را بر دوش دارند. در واقع آلتوسر با نگاهی انتقادی به تئوری مارکسیستی دولت، متذکر می‌شود که ساز و برگ‌های ایدئولوژیک دولت با ساز و برگ‌های سرکوب‌گر دولت یکسان نیستند. در تئوری کلاسیک مارکسیستی، ساز و برگ دولت مشتمل بر هیئت دولت، ادارات، دولت، ارتش، پلییس، دادگاه‌ها، زندان‌ها و … می‌شود که ساز و برگ سرکوبگر دولت نام دارند که مفهوم سرکوب در اینجا دال بر این امر دارد که ساز و برگ دولت « با قوه قهریه کار می کند» و یا دست کم در نهایت اینگونه است.

اما ساز و برگ ایدئولوژیک دولت در نظریه آلتوسر  شامل: دینی ( نظام کلیسایی) ، آموزشی ( نظام مدارس دولتی و خصوصی ) ، خانواده،  حقوقی ، سیاسی (نظام سیاسی و از جمله احزاب گوناگون ) ، سندیکایی، خبری ( مطبوعات، رادیو و تلویزیون و .. )، فرهنگی ( ادبیات، هنرهای زیبا، ورزش و …)  می‌شود.  از دیدگاه آلتوسر ایدئولوژی طبقه حاکمه تنها به این دلیل که ساز و برگ سرکوب و قدرت سیاسی در دست آن طبقه است به ایدوئولوژی حاکم تبدیل نمی گردد بلکه فرآیندهای جامعه پذیری در درون دستگاههای ایدئولوژیک مهمترین نقش را در این زمینه ایفا می کنند. بر این مبنا طبقه‌ی حاکم است که دستگاهای ایدئولوژیک  دولتی را در درست دارد در واقع مهمترین پایه قدرت طبقه حاکمه هم نه دستگاههای اجبار و سرکوب بلکه همان دستگاههای ایدئولوژیک است. در میان  همه ساز و برگ های ایدئولوژیک دولت از منظر آلتوسر نظام آموزشی مهمترین نقش را  در جلوگیری از بروز مبارزات طبقاتی و به نوعی تضمین تداوم فرآیند استثمار و تامین منافع طبقه حاکم بازی می کند.

خوانش و تفسیر آلتوسری مدارس نظامیه خواجه نظام الملک را می‌توان از زوایه طرح یک پرسش ساده  که ” در مدرسه چه یاد می دهند؟” صورت‌بندی کرد، پرسشی که از سوی آلتوسر در مقاله ایدئولوژی و ساز و برگ های ایدئولوژیک دولت مطرح شده است. آلتوسر در پاسخ به این پرسش به ظاهر ساده اما استراتژیک، معتقد است محصلان در همه مدارس در کنار آموزش فنون و علوم، چه دینی و چه غیر دینی، قواعد به ظاهر رفتار صحیح و در واقع اصول نظمی را که طبقه حاکم و مسلط برقرار کرده‌اند را نیز یاد می‌گیرند تا بتوانند به موقعش، خوب دستور بدهند و خوب حرف بزنند تا به بازتولید فرمانبری از نظم غالب در میان فرمانبران دست یازند. با نگاهی از زاویه و چارچوب نظریه آلتوسر به مدارس نظامیه این امر به به وضح دیده می شود که مقصود و هدف خواجه از تاسیس و اداره این مدارس چیزی نیست جز تداوم هژمونی ایدئولوژی مذهب حاکم و بازتولید نظم غالب از طریق ساز و برگ‌های ایدئولوژیک آموزشی. در واقع وزیر هوشیار دربار سلجوقی به خوبی بر این امر واقف بود که ایدئولوژی حاصل از تاسیس مدارس خصوصی همانند نظامیه به نوبه خود بهترین وسیله و دست‌آویز برای احیاء و اشاعه مذهب شافعی و همچنین تداوم قدرت حاکمه است.

چگونگی و نحو شکل‌گیری این مدارس در متن و بطن تاریخ سلجوقی خود سندی قابل اعتنا برای این مدعاست، خواجه نظام طرح تاسیس نظامیه‌ها را در یک بزنگاه تاریخی با بهره گیری از هوش و نفوذش بر سلطان  سلجوقی آلب ارسلان به مورد اجرا گذاشت. مولف زبدة‌التواریخ در این‌باره می‌نویسد: « روزی سلطان آلب ارسلان به نیشابور درآمد. جمعی از فقها بر در مسجد ایستاده بودند سلطان فرمود که اینها چه کسانند؟ نظام‌الملک گفت اینها علماء‌اند و ایشان بهترین آدمیانند از بهر آنکه ترک لذات دنیای فانی کرده‌اند و روی به کسب فضایل و کمال نفس آورده. خاطر سلطان مایل عاطفت و عنایت ایشان شد. نظام‌الملک عرضه داشت که اگر اجازت بود در هر شهری موضعی بنانهند که در آن جماعت در آنجا نشینند و از برای ایشان وظیفه مقرر کنند تا ایشان به فراغت به تحصیل مشغول توانند بود و دعای دوام دولت سلطان گویند. سلطان اجازه فرمود و نظام‌الملک به اطراف نوشت به بنیاد مدارس و چنین گویند که هفتاد مدرسه در آن سال از مال سلطان ساختند و او اول کسی است که این سنت حسنه نهاده است» غرض از آوردن این فقره طولانی از زیده‌التوازیخ این بود تا نشان دهیم که چگونه وزیر هوشمند سلاجقه، از سازو برگ آموزش برای برای دوام و قوام حکمرانی سلطان بهره می‌جوید. « در عمل، همه وقایع‌نگاری‌های برجسته دوران سلجوقی، به نهادهای مذهبی اشاره کرده‌اند که مورد تایید و حمایت مالی سلجوقیان قرار داشت، همانگونه که راوندی در راحة‌الصدرو دولت سلجوقی را به درختی تشبیه می‌کند که ثمره‌اش مدارس نظامیه، خانقاه‌ها و دیگر نهادهای دینی بودند این حمایت‌گری را باید ابزاری دولتی در راستای مشروعیت‌بخشی به ایدئولوژی دینی سلجوقیان به حساب آورد» در واقع یکی از مهمتری اهداف خواجه از تاسیس مدارس تربیت افرادی بود تا در راستای ایدئولوژی مذهب شافعی مانع و سدی باشند در مقابل پیشرفت مذاهب دیگر منجمله پیشروی و گسترش اسماعلیه و باطنی‌گری در جهان اسلام، بویژه در قلمروه گسترده سلاجقه، بر این مبنا نظام‌الملک  با سپردن سر رشته امور حساس دولتی و علمی و مذهبی به دست مدرسان و فارغ‌التحصیلان مدارس نظامیه بنای یک وحدت مذهبی همسو با اندیشه‌های خودش و حاکمان سلجوقی را در بخش شرقی جهان اسلام فراهم ساخت.

 این اقدامات که در راستای تحکیم ایدئولوژی دینی و دیوانی نظام سلاجقه بود در همان دوره واکنش‌هایی را در میان علما و اندیشمندان زمانه در پی داشت بطوریکه «وقتی علمای ماوراءالنهر از تأسیس مدارس نظامیه و روش معمول در آن باخبر شدند، مجلس ماتمی برپا نمودند و بنای سوگواری را گذاشتند که دیگر کسب دانش برای خود دانش نیست، بلکه علم به قصد رسیدن به ثروت یا منصب و جاه، تحصیل می‌شود.»  که این امر خود نشان از آگاهی اصحاب تعلمی و تربیت در آن عصر از پیامدهای بهره‌برداری از سازو برگ‌های آموزشی در جهت تحکیم مبانی قدرت حاکمان سلجوقی دارد.

براین مبنا هدف اصلی تاسیس مدارس نظامیه از چارچوبه نظریه آلتوسر را می‌توان مشروعیت بخشی به قدرت سلجوقی از طریق  سازو برگ های ایدئولوژیک دانست در واقع سلاطین سلجوقی در کنار بهرگیری از ابزار خشن و قوه قهریه و سرکوب در جهت تداوم حکومت خویش در پهنه گسترده ای از سرزمین‌های اسلامی که از ماورء النهر در شرق جهان اسلام شروع شده و تا انطاکیه در سواحل مدیترانه در غرب امتداد داشته با کمک وزیر اندیشمند و هوشمند خویش، خواجه نظام‌الملک طوسی از ابزار ایدئولوژیک به بهترین و جه ممکن در جهت مبارزه با تهدیدات معرفتی‌شناختی و به تبع آن تحکیم مبانی اعتقادی نظام قدرت شان بهره وافر بردند که این به نظر خود وجه ممیزه و تمایز این سلسله با دیگر نظام‌های سیاسی حاکم بر ایران و جهان اسلام در قرون میانه است.

منابع

آلتوسر، لویی، (۱۳۸۷) ایدئولوژی و ساز و برگ‌های ایدئولوژیک دولت،  ترجمه روزبه صدرآرا، تهران، نشر چشمه.

بشیریه، حسین (۱۳۸۱) تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم اندیشه‌های مارکسیستی، تهران، نشر نی.

قادری، حاتم (۱۳۷۸) اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران، تهران، سمت.

صفی، امید (۱۳۸۹) سیاست/دانش در جهان اسلام همسویی معرفت و ایدئولوژی در دوره سلجوقی، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

نظام‌الملک طوسی، ابوعلی حسن‌بن علی، (۴۸۵ ق) سیاست‌نامه (سیرالملوک)، به کوشش جعفر شعار، تهران، سازمان کتاب‌های جیبی.

کسایی، نورالله (۱۳۷۴)  مدارس نظامیه و تأثیرات علمی – اجتماعی آن، تهران: امیرکبیر.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید